خبرگزاری مهر، گروه بین الملل
: انتخابات میان دوره ای آمریکا یکی از مهم ترین رویدادهای سیاسی در این کشور به حساب می آید که بااینکه در سایه انتخابات ریاست جمهوری قرار می گیرد اما در عمل تاثیر عمیق و مستقیمی بر مسیر قدرت در واشنگتن دارد. این انتخابات هر دو سال یک دفعه و در میانه دوره چهار ساله رئیس دولت برگزار می گردد و تعیین می کند که چه حزبی کنترل کنگره امریکا را در دست داشته باشد. کنگره شامل مجلس نمایندگان و سنای امریکا است و بدون همراهی آن عملاً هیچ برنامه مهمی از طرف کاخ سفید امکان اجرا پیدا نمی کند.
در انتخابات میان دوره ای همه ۴۳۵ کرسی مجلس نمایندگان به رای گذاشته می شود چونکه نمایندگان برای دوره های دو ساله انتخاب می شوند. در کنار آن حدود یک سوم از کرسی های سنا هم که دوره شش ساله دارند وارد رقابت می شوند. همین ترکیب سبب می شود که نتیجه انتخابات میان دوره ای بتواند توازن قدرت را بصورت کامل تغییر دهد و حتی رییس جمهور را که تازه دو سال از حضورش در قدرت گذشته با بن بست سیاسی مواجه کند.
کنگره و نقش تعیین کننده آن در سیاست امریکا
اهمیت اصلی انتخابات میان دوره ای از نقش کنگره در ساختار قدرت امریکا ناشی می شود. کنگره نه تنها مسئول تصویب قوانین است بلکه بر عملکرد دولت هم نظارت می کند و می تواند با ایجاد کمیته های مطالعه دولت را تحت فشار قرار دهد. حزبی که اکثریت مجلس نمایندگان یا سنا را در اختیار داشته باشد دستور کار سیاسی کشور را تعیین می کند و روسای کمیته های کلیدی را منصوب می کند و مسیر قانون گذاری را شکل می دهد.
برای یک رئیس دولت همراهی کنگره به معنای امکان پیشبرد برنامه های اقتصادی امنیتی و اجتماعی است و از دست دادن آن به معنای ورود به دوره ای از انسداد سیاسی است. در چنین شرایطی لوایح دولت یا تصویب نمی شود یا ماه ها و سال ها در پیچ و خم کنگره متوقف می ماند و رئیس دولت ناچار می شود به ابزارهایی مانند فرمان اجرائی روی بیاورد که آن هم دامنه و دوام محدودی دارد.
انتخابات میان دوره ای بعنوان همه پرسی غیررسمی
در فرهنگ سیاسی امریکا انتخابات میان دوره ای عملاً به یک همه پرسی غیررسمی درباره ی عملکرد رئیس دولت تبدیل گشته است. رای دهندگان از این فرصت استفاده می نمایند تا رضایت یا نارضایتی خودرا از دو سال نخست دولت مستقر نشان دهند. تاریخ سیاسی امریکا نشان میدهد که در اکثر موارد حزب رئیس دولت در انتخابات میان دوره ای کرسی های قابل توجهی را از دست داده است و این قاعده به استثناهای محدودی محدود می شود.
علت این روند به عوامل مختلفی باز می گردد. مشارکت پایین تر در انتخابات میان دوره ای نسبت به انتخابات ریاست جمهوری یکی از این عوامل است. رای دهندگان ناراضی انگیزه بیشتری برای حضور پای صندوق رای دارند و پایگاه اجتماعی رئیس دولت که اغلب حول شخصیت او شکل گرفته در غیاب نامش روی برگه رای کمتر بسیج می شود. همین مساله می تواند نتیجه را به زیان حزب حاکم تغییر دهد.
تاثیر انتخابات میان دوره ای بر سیاست داخلی
نتیجه انتخابات میان دوره ای تاثیر مستقیمی بر سیاستهای داخلی امریکا دارد. موضوع هایی مانند اقتصاد، تورم، خدمات درمانی، مالیات، مهاجرت، کنترل سلاح و حقوق اجتماعی همگی به ترکیب کنگره وابسته هستند. اگر اکثریت کنگره در اختیار حزبی مخالف رئیس دولت باشد اولویت های قانون گذاری تغییر می کند و حتی سیاستهای قبلی دولت هم امکان دارد با چالش مواجه شود.
در سالهای اخیر موضوع سقط جنین نمونه روشنی از این تاثیر بوده است. تصمیم دیوان عالی امریکا در لغو حق سقط جنین سبب شد که انتخابات میان دوره ای به میدان رقابت جدی بر سر این مسئله تبدیل گردد و ترکیب کنگره و دولت های ایالتی نقش تعیین کننده ای در آینده این حق اجتماعی پیدا کند. همین منطق درباره ی محیط زیست مهاجرت و سیاستهای اقتصادی هم صدق می کند.
نظارت سیاسی و ابزار فشار بر کاخ سفید
یکی دیگر از ابعاد مهم انتخابات میان دوره ای افزایش یا کاهش قدرت نظارتی کنگره بر دولت می باشد. اکثریت کنگره می تواند تحقیقات گسترده ای درباره ی عملکرد دولت آغاز کند و مقامات ارشد را برای پاسخگویی احضار کند. این ابزار خصوصاً زمانی فعال می شود که حزب مخالف رئیس دولت کنترل مجلس نمایندگان را به دست بگیرد.
در چنین شرایطی کاخ سفید ناچار می شود بخش قابل توجهی از انرژی خودرا صرف پاسخ به فشارهای سیاسی و رسانه ای کند و تمرکز دولت از سیاستگذاری به مدیریت بحران منتقل می شود. این وضعیت برای هر دولتی فرساینده است و می تواند جایگاه رئیس دولت را در داخل و خارج تضعیف کند.
انتخابات میان دوره ای و آینده رقابتهای ریاست جمهوری
انتخابات میان دوره ای تنها به دو سال باقیمانده از دوره ریاست جمهوری محدود نمی شود بلکه تاثیر مستقیمی بر انتخابات ریاست جمهوری بعدی دارد. نتایج این انتخابات نشان میدهد که کدام حزب از انرژی اجتماعی بیشتری برخوردار می باشد و کدام چهره ها شانس بیشتری برای نامزدی در آینده دارند. خیلی از سیاستمداران امریکایی از انتخابات میان دوره ای بعنوان سکوی پرتاب برای رقابتهای بزرگ تر استفاده می نمایند. برای روسای جمهور هم این انتخابات پیام روشنی درباره ی وضعیت سیاسی شان ارسال می کند. پیروزی حزب رئیس دولت می تواند موقعیت او را تقویت کند و شکست سنگین می تواند بحث ها درباره ی آینده سیاسی او را تشدید کند. در مواردی این شکست ها حتی به تضعیف جدی موقعیت رئیس دولت درون حزب خودش منجر گردیده است.
جمع بندی
انتخابات میان دوره ای امریکا بااینکه از نظر رسانه ای کمتر از انتخابات ریاست جمهوری مورد توجه قرار می گیرد اما در عمل یکی از تعیین کننده ترین سازوکارهای سیاسی این کشور است. این انتخابات توازن قدرت را در واشنگتن تعریف مجدد می کند مسیر قانون گذاری را تغییر می دهد و بر سیاست داخلی و خارجی امریکا اثر می گذارد. برای ناظران خارجی هم نتایج آن نشانه ای مهم از جهت گیری افکار عمومی امریکا و آینده سیاستهای این کشور بشمار می رود و بنابراین نمی توان آنرا یک رویداد حاشیه ای تلقی نمود.
بطور خلاصه، در چنین شرایطی لوایح دولت یا تصویب نمی شود یا ماه ها و سال ها در پیچ و خم کنگره متوقف می ماند و رییس دولت مجبور می شود به ابزارهایی مانند فرمان اجرائی روی بیاورد که آن هم دامنه و دوام محدودی دارد. رای دهندگان ناراضی انگیزه بیشتری برای حضور پای صندوق رای دارند و پایگاه اجتماعی رییس دولت که اغلب حول شخصیت او شکل گرفته در غیاب نامش روی برگه رای کمتر بسیج می شود. نتایج این انتخابات نشان میدهد که کدام حزب از انرژی اجتماعی بیشتری برخوردار می باشد و کدام چهره ها شانس بیشتری برای نامزدی در آینده دارند.
منبع: بهمن

