یادداشت میهمان –
امیرحسام ریاضت، کارشناس و متخصص حوزه خودرو های برقی؛
بحث اصلاح قیمت بنزین و مدیریت مصرف سوخت، بار دیگر این سؤال اساسی را مطرح کرده است که برای کاهش مصرف بنزین، چه انتخابهای واقعی و در دسترسی در اختیار مردم قرار گرفته است؟ اگر هدف از اصلاح قیمت سوخت، کنترل مصرف و کاهش ناترازی بنزین است، افزایش قیمت به تنهایی نمی تواند یک راه حل پایدار باشد. سیاست قیمتی زمانی می تواند اثرگذار باشد که همزمان، امکان تغییر الگوی مصرف و استفاده از فناوری های کم مصرف تر هم برای مردم و کنشگران اقتصادی فراهم گردد.
یکی از مهم ترین این گزینه ها، توسعه خودرو های برقی و هیبریدی و برقی سازی ناوگان عمومی است. در حالی که تاکسی ها، موتورسیکلت ها و ناوگان حمل و نقل شهری پیمایش بالایی دارند، جایگزینی تدریجی خودرو های بنزینی با خودرو های برقی می تواند به کاهش مصرف سوخت، کاهش هزینه بهره برداری و همین طور کاهش آلودگی هوا منجر شود.
اما سؤال مهم اینجاست: آیا با شرایط فعلی، خرید خودروی برقی برای یک شهروند یا راننده تاکسی به میزان کافی جذاب و اقتصادی است؟ واقعیت این است که اگر دولت انتظار دارد مردم و کنشگران اقتصادی به سوی خودرو های برقی حرکت کنند، باید در کنار سیاست اصلاح قیمت بنزین، بسته مشخصی از مشوق ها را هم تعریف کند. این مشوق ها الزاماً نباید به صورت یارانه مستقیم باشد. تسهیلات کم بهره خرید، مشوق ویژه برای تاکسی ها و ناوگان عمومی، کاهش عوارض و هزینه های مرتبط، توسعه شبکه شارژ و اختصاص قسمتی از منابع حاصل از صرفه جویی سوخت به توسعه حمل و نقل برقی، می تواند قسمتی از این سیاست باشد.
به بیان ساده، اگر از مردم می خواهیم کمتر بنزین مصرف کنند، باید گزینه ای واقعی برای کمتر مصرف کردن هم در اختیارشان قرار دهیم. اما برقی سازی یک مسئله فقط خودرویی نیست. ورود خودرو های برقی به کشور، آغاز یک زنجیره جدید در صنعت حمل و نقل است که از واردات خودرو آغاز می شود و به شارژ، تعمیر و نگهداری، ارزیابی سلامت باتری، بیمه، بازار خودرو های دست دوم و در نهایت بازیافت باتری می رسد.
در این میان، باتری مهم ترین بخش این زنجیره است. ارزش یک خودروی برقی تا حد زیادی به سلامت باتری آن وابسته است. امکان دارد دو خودروی یکسان با کارکرد مشابه، به علت تفاوت در وضعیت باتری، ارزش اقتصادی بطورکامل متفاوتی داشته باشند. ازاین رو با توسعه بازار خودرو های برقی، باید سازوکاری برای ارزیابی استاندارد سلامت باتری و صدور گواهی سلامت ایجاد شود؛ گواهی ای که بتواند در زمان خرید و فروش خودرو، بیمه و حتی تعیین ارزش واقعی خودرو مورد استفاده قرار گیرد.
موضوع بیمه هم اهمیت ویژه ای دارد. با افزایش تعداد خودرو های برقی، صنعت بیمه برای ورود جدی به این حوزه، به داده های فنی معتبر و سازوکارهای تخصصی ارزیابی ریسک نیاز دارد. به باور ما، توسعه بیمه باتری بدون وجود پروسه کارشناسی فنی و ارزیابی دقیق سلامت باتری، نمی تواند به یک محصول پایدار و قابل اتکا تبدیل گردد.
به همین دلیل، در کنار سیاست توسعه خودرو های برقی، کشور نیازمند تشکیل زنجیره ایمنی و خدمات بعد از فروش خودرو های برقی است؛ از مراکز تخصصی ارزیابی و تعمیر باتری گرفته تا مراکز معاینه فنی متناسب با فناوری خودرو های برقی و سازوکار مشخص برای بازیافت باتری های لیتیومی. از طرفی، جهان هم درحال حرکت به سوی شناسنامه دار شدن باتری هاست. از ۱۸ فوریه ۲۰۲۷، برای باتری های مشمول مقررات جدید اتحادیه اروپا، Battery Passport بصورت الزامی پیش بینی شده است؛ مسیری که اهمیت ثبت و دسترسی به اطلاعات فنی، عملکردی و چرخه عمر باتری را نشان میدهد.
به باور ما، توسعه خودرو های برقی زمانی موفق خواهد بود که میان فناوری، صنعت، سیاستگذاری و نیاز واقعی مردم ارتباطی جدی و مستمر شکل بگیرد. در سالیان اخیر، جوانان ایرانی نشان داده اند که در عرصه فناوری و کسب وکارهای نوآورانه، فقط مصرف کننده فناوری نیستند و می توانند برای مسایل پیچیده کشور راه حل طراحی نمایند.
اگر مقرر است صنعت خودرو های برقی در ایران شکل بگیرد، دولت لازم نیست همه راهکار ها را خودش ایجاد نماید. می تواند چارچوب قانونی و استاندارد را مشخص نماید، نظارت داشته باشد و به شرکتها و تیم های جوانی که در این زمینه سرمایه گزاری نموده و تجربه عملی به دست آورده اند، فرصت دهد راهکارهای خودرا در یک چارچوب استاندارد و قابل نظارت اجرا کنند.
اگر مقرر است برقی سازی به عنوان یکی از راهکارهای کاهش مصرف بنزین دنبال شود، باید نگاه سیاست گذار از «واردات خودرو برقی» به «ایجاد اکوسیستم خودرو برقی» تغییر کند. دولت می تواند قسمتی از منابع حاصل از مدیریت و صرفه جویی مصرف سوخت را به سرمایه گذاری برای کاهش مصرف آینده اختصاص دهد؛ از توسعه زیرساخت شارژ و ارایه تسهیلات خرید گرفته تا پشتیبانی از ایجاد مراکز تخصصی باتری و آموزش نیروی انسانی.
همچنین می توان برای ناوگان هایی که پیمایش بالایی دارند، مانند تاکسی ها و موتورسیکلت های حمل و نقل، بسته های تشویقی ویژه ای تعریف کرد؛ چونکه اثر جایگزینی این وسایل نقلیه بر مصرف بنزین سریع تر و قابل اندازه گیری تر خواهد بود. همزمان با افزایش نرخ بنزین، باید همزمان مسیر کاهش مصرف هم برای مردم باز شود. افزایش قیمت سوخت بدون ایجاد گزینه جایگزین، فقط هزینه مصرف کننده را افزایش می دهد؛ اما اصلاح قیمت در کنار توسعه حمل و نقل برقی می تواند به تغییر تدریجی الگوی مصرف انرژی در کشور منجر شود.
خودروی برقی نباید فقط یک کالای جدید در بازار خودرو تلقی شود. این فناوری می تواند قسمتی از پاسخ ایران به کمبود انرژی باشد؛ منوط به آن که سیاست گذار، صنعت و بخش خصوصی از امروز برای تمام چرخه عمر آن برنامه داشته باشند. سؤال اصلی دیگر این نیست که آیا خودرو های برقی وارد ایران می شوند یا نه؛ سؤال این است که آیا می خواهیم از ظرفیت آنها برای کاهش مصرف بنزین استفاده نمائیم، یا فقط شاهد افزایش تعداد خودرو های برقی در خیابان ها باشیم؟ خودرو های برقی آمده اند؛ حالا وقت آنست که برای برقی سازی، فقط خودرو وارد نکنیم؛ بلکه زیرساخت، مشوق، بیمه، استاندارد و فرصت بسازیم.

